به بهانه حرمت شكني روز عاشورا:مگر ما، مرده باشيم.../زهره يزدان پناه

| بدون نظر

اكنون، زماني است كه كاروان عاشوراييان، ايامي ديگر در كربلاي دل سوخته مان چنان قرار يافته اند كه از ثقل رنج هزار و چهارصدساله آن از ستم و حرمت شكني يزيديان، زخم هاي دل داغدارمان، سرگشوده است.
اكنون، زماني است كه عرشيان، كتيبه بسته اند و قدسيان نيز، به ياد ذبح مظلومانه تمام حقيقت، سيه پوشيده و در عزاي او، گريبان چاك مي كنند. اكنون، هنگامه قيامتي ديگر است. زماني است كه اگر دلي بشكند و چشمي ببارد، تجلي «كل يوم عاشورا» و «كل ارض كربلا» را، در تمام ادوار تاريخ خواهيد ديد.
اگر دل، تجليگاه معرفت باشد و چشم، نظاره گر از روزنه دل، آن دخترك سه ساله را خواهد ديد با پاهاي كوچك زخمي و گونه نيلي اش، همراه با قافله اي از همه كودكان ستمديده و سيلي خورده تاريخ كه در محفل عزاي هركوي، دقايقي را سپري مي كنند.
زينب(س) را خواهيد ديد با خيل زنان پيام بر تاريخ، با يك دامن از لاله هاي سوخته و عباس علمدار را، با سپاهي از تجلي جلوه هاي ادب و ايثار، به تعداد سربندهاي خونين، آن گوشه ديگر، علي اكبر، حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و هركدام از ياران باوفاي فرزند پيامبر(ص) كه گويا در كالبد هزاران شقايق سينه شكافته، با همان مرام حضور يافته اند. ليكن، كدام دلي است ديدن غوغايي ديگر كه هرساله در ظهر عاشورا، قيامتي دوباره، به پا مي كند را، طاقت آورد. كدام چشمي قادر است، ببيند مولايش را كه، گريبان چاك و سينه زنان با پاهاي برهنه و چشم هاي گريان و فريادگوي «يا ابتاه يا حسين» به خيمه گاه مادرش شتافته و تعزيت گوي حضرت زهرا(س) باشد.
و اينك، در اين هنگامه عزاي حسين بن علي(ع)، بارديگر، عاشورا در كربلاي ديگري تكرار مي شود و يزيديان زمانه، اين بار در كربلاي ايران، با سوار شدن بر مركب نفس اماره و قسم خوردن بر ذبح دوباره حقيقت، قلب مبارك يوسف زهرا(س) را به درد آورده اند و به اندوه نشانده اند. دوباره، صداي تيغ شمشيرهاي فريفتگان به زر و زور، در قالب پاره سنگ و آجر و هرگونه ابزار دريدن گرگ صفتانه، براي ذبح دوباره حقيقت تاريخ و صداي سم اسبانشان در قالب شعارهاي اهانت آميز وشرم بار، براي تاختن بر پيكره حقيقت زمانه، حتي با برهم زدن عزاداري هاي عاشورا و ضرب و شتم عزاداران حسيني شنيده مي شود و خيمه سوزي آنان در قالب به آتش كشيدن پرچم هاي هيئت هاي عزاي امام حسين(ع) و ياتخريب و به آتش كشيدن هرگونه وسايل و ابزار عمومي و اماكن، به نمايش درآمده است. بطور يقين، اينان و هم انديشان آنان، اگر باب توبه را به روي خود نبندند، همان كساني خواهند بود كه در هنگامه ظهور آن عزيز هميشه حاضر نيز، عليه آن حضرت(عج) تيغ از نيام خواهند كشيد و خيمه سوزي دوباره، به راه خواهند انداخت. اما اكنون، در اين هنگامه از تاريخ، هيهات كه ما عاشورائيان زمانه اجازه ذبح دوباره حقيقت در عاشوراي ديگر را بدهيم. ما از جام معرفت رسول خدا(ص) و دخت گرامي اش زهراي اطهر(س) نوشيده ايم و قدح جانمان را باعشق علي ابن ابيطالب(ع) سيراب كرده ايم و دل در گرو عشق حسين ابن علي(ع) داريم ومحبت سيدالشهداء(ع) و اهل بيت(ع)، در رگ هايمان، جاري و ساري است و سواربر سفينه نجات اباعبدالله الحسين(ع)، شده ايم و با تمسك بر ولايت مطلقه فقيه، راه خدا را برگزيده ايم.
پس، دون صفتان تاريخ، ما را از چه مي ترسانند! ما، ساليان سال است كه چشم و دل مان، با خدعه و نيرنگ دنياطلبان و يزيديان زمانه در طول تاريخ، آشناست.
مگر ما، مرده باشيم و از روي جنازه هايمان بگذرند كه اجازه دهيم، پس مانده هاي ناكثين و مارقين و قاسطين و يزيديان تاريخ بخواهند، حرمت دين خدا را كه براي حفظ و نشر آن، بهاي گزافي در طول تاريخ، پرداخت شده است، در اين سرزمين بشكنند و سعي و انديشه در محو كردن مظاهر و شعائر ظاهري و باطني آن در ايران اسلامي بكنند.
دين خدا را كه به خاطر حفظ حيات آن، سر اباعبدالله الحسين(ع) به بالاي نيزه رفت و زنان و كودكان و حرم رسول خدا(ص)، رنج اسارت را بر دوش كشيدند و هر كدام از ائمه اطهار(ع) از امام سجاد(ع) تا امام حسن عسگري(ع)، به نوبه خود، سالها رنج مبارزه، اسارت و حبس در زندان كشيده و سپس شربت شهادت نوشيدند و مهدي موعود(عج) به عنوان آخرين حجت خدا بر زمين نيز، رخ در نقاب غيبت كشيدند و اكنون ساليان سال است كه دل همه مشتاقان حكومت كامله دين خدا بر زمين و تشنگان به عدالت را تا مهيا شدن زمينه ظهور، در اندوه و دلتنگي نشانده اند.
بنابراين، دين و حكم خدا، در طول تاريخ، خيلي راحت و آسان بر زمين جاري نشده و در قلب و روح و جان مردمان پاك فطرت و آزادانديش و حقيقت طلب و عدالت خواه، ريشه ندوانده است كه، اجازه داده شود تا خيلي آسان، توسط فتنه طلبان و آشوبگران خط فتنه و نفاق، از دل و جان آنان ريشه كن شده و از زندگي آنان، محو شود.
ما، فرزند خلف قيام 15 خرداديم. آزموده انقلاب شكوهمند بهمن 57 هستيم كه تحت بيرق رهبري بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني«ره» بوده ايم و پس از ايشان نيز، زير بيرق شاگرد مكتب ايشان حضرت آيت الله خامنه اي ايستاده ايم و با تأسي بر ولايت مطلقه فقيه و در سايه نظام «جمهوري اسلامي» (و به قول حضرت امام(ره)، نه يك كلمه كمتر و نه، يك كلمه بيشتر)، پرچم انتظار مولايمان حضرت حجت بن الحسن(عج) را بر دوش گرفته ايم.
ما، زنده به انديشه عاشوراييم و فرزند فرهنگ انتظار هستيم. آزموده سال هاي هشت سال دوران دفاع مقدسيم و نه تنها با ايمان قلبي و انديشه و قلم و دوربين و هرگونه ابزار هنري مان، پيرو آرمان هاي شهداي گلگون كفن ايران اسلامي هستيم، بلكه حتي براي حفظ دين خدا و حرمت عاشورا و پشتيباني از اصل ولايت مطلقه فقيه، به عنوان تداوم اصل امامت، جان بر كف، آماده شهادتيم كه به طور يقين، حفظ حرمت و نشر انديشه و فرهنگ انتظار، در حفظ حرمت و ترويج انديشه و فرهنگ عاشوراست.

 

ارسال نظر

صفحه اصلي درباره ما تماس با ما