خبرگزاري فارس: محمود
خداوردي در كتاب «اجازه ميدهيد آقاي چخوف» داستانهايي از زندگي روزمره
مردم را به تصوير كشيده است.كتاب از 15 داستان
كوتاه تشكيل شده است كه عباتند از: «چشمان بسته»، «خواب و بيداري»،
«كابوس»، «تلواسه»، «بنبست»، «دشت عباس»، «يك تابستان گرم»، «كوه نور»،
«مردي با قفس»، «مرده فروش»، «نياز»، «شب»، «خار و استخوان»، «شوخي» و
«قاصدك».
داستان هاي اين كتاب برگرفته از زندگي روزمره افرادي است كه مشابه زيادي در جامعه براي آن پيدا ميشود.برخي از داستانها نيز الهام گرفته از وقايع تاريخي ابران است.
در بخشي از داستان «خواب و بيداري» ميخوانيم:
" گذشته، مثل پرده سينما، جلو چشمانم رژه ميرود.دوست دارم فكر كنم، درباره آدمهايي كه سالهاي سال است تركشان كردهام اما هميشه دوستشان داشتهام.
صداي ماريا، مرا از خيال بيرون ميكشد.نغمه هم از خواب بيدار ميشود. بوي خاك نمدار،پرههاي بينيام را ميلرزاند. درد مزمني را كه هميشه آزارم ميدهد، به فراموشي سپردهام. سبك شدهام.رئوف با نامه كوتاهش، گوشهاي از هويت فراموش شدهام را به من برگردانده است."
كتاب «اجازه ميدهيد آقاي چخوف» توسط انتشارات انجمن قلم ايران در سال 1388 در 2200 نسخه منتشر شده است.
داستان هاي اين كتاب برگرفته از زندگي روزمره افرادي است كه مشابه زيادي در جامعه براي آن پيدا ميشود.برخي از داستانها نيز الهام گرفته از وقايع تاريخي ابران است.
در بخشي از داستان «خواب و بيداري» ميخوانيم:
" گذشته، مثل پرده سينما، جلو چشمانم رژه ميرود.دوست دارم فكر كنم، درباره آدمهايي كه سالهاي سال است تركشان كردهام اما هميشه دوستشان داشتهام.
صداي ماريا، مرا از خيال بيرون ميكشد.نغمه هم از خواب بيدار ميشود. بوي خاك نمدار،پرههاي بينيام را ميلرزاند. درد مزمني را كه هميشه آزارم ميدهد، به فراموشي سپردهام. سبك شدهام.رئوف با نامه كوتاهش، گوشهاي از هويت فراموش شدهام را به من برگردانده است."
كتاب «اجازه ميدهيد آقاي چخوف» توسط انتشارات انجمن قلم ايران در سال 1388 در 2200 نسخه منتشر شده است.





ارسال نظر