
زمانه
بيمجنون
خبرگزاري فارس: مهيندخت حسنيزاده
داستانهاي خود را در كتاب «زمانه بيمجنون» منتشر كرده است.
كتاب «زمانه بيمجنون» از چهارده داستان كوتاه به نامهاي
«زمانه بيمجنون»، «آخر دنيا»، «از جنس بلور»، «نشانهها»، «بشره»، «در
سرزمين امكانات»، «شعمداني پشت پنجره»، «كتلت دستهدار»، «صبح زني با
پيراهن حرير»، «طوطي در قفس »، «بنبست»، «هبوط»، «عروسك»، «مواظب قنديلها
باش» تشكيل شده است.
در بخشي از داستان «زمانه بيمجنون» اين كتاب ميخوانيم:
"آيدا گردنبند را انداخت گردنش و نشست روي مبل.يكي از فنجانهاي خالي را برداشت. با دست چپ، آن را روي نعلبكي برگرداند و لبههايش را با دستمال خشك كرد. سرش را به مبل تكيه داد و پاهايش را جمع كرد. فنجان را جلو صورتش گرفت و خيره شد به نقوش درهم و برهم فنجان:
- يه پرنده ميبينم، يه سفر. يكي هست كه روي سرش تاج گذاشته. يه دريا هم هست؛ توفانيه، با يه خورشيد؛ خورشيدي كه داره غروب ميكنه. همهش همينه. باور كنين، همهش همينه.
كتاب «زمانه بيمجنون» را انتشارات انجمن قلم ايران در سال 1388 در شمارگان 2200 نسخه منتشر كرده است.
در بخشي از داستان «زمانه بيمجنون» اين كتاب ميخوانيم:
"آيدا گردنبند را انداخت گردنش و نشست روي مبل.يكي از فنجانهاي خالي را برداشت. با دست چپ، آن را روي نعلبكي برگرداند و لبههايش را با دستمال خشك كرد. سرش را به مبل تكيه داد و پاهايش را جمع كرد. فنجان را جلو صورتش گرفت و خيره شد به نقوش درهم و برهم فنجان:
- يه پرنده ميبينم، يه سفر. يكي هست كه روي سرش تاج گذاشته. يه دريا هم هست؛ توفانيه، با يه خورشيد؛ خورشيدي كه داره غروب ميكنه. همهش همينه. باور كنين، همهش همينه.
كتاب «زمانه بيمجنون» را انتشارات انجمن قلم ايران در سال 1388 در شمارگان 2200 نسخه منتشر كرده است.




ارسال نظر