2 ارديبهشت 1389
دكتر محسن پرويز، معاون امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در نوشته اي كه در اختيار خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، قرار داد، ضمن مرور فعاليت هاي اين معاونت در حوزه شعر، نظر صريح خود را درباره ايجاد تشكيلاتي مستقل براي شعر در وزارت ارشاد، بيان كرده است. پيشنهاد راه اندازي تشكيلاتي مستقل براي شعر، در آيين افتتاحيه " نخستين همايش شاعران ايران و جهان"، از سوي مجري اين برنامه مطرح و از سوي رييس جمهور محترم تاييد شد./
خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)- محسن پرويز، معاون امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي:
مجري آيين افتتاحيه نخستين همايش شاعران ايران و جهان در تالار وحدت تهران - پس از مقايسة حوزة شعر و فيلم- گفت كه به نمايندگي از شاعران حاضر، خواهان راهاندازي تشكيلات مستقلي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي «شعر» است (چيزي شبيه دفتر موسيقي يا دفتر هنرهاي تجسّمي) و از حاضران خواست تا اگر موافقند، كف بزنند. تالار وحدت مملوّ از شاعران ايراني و خارجي و علاقمندان ادب فارسي بود و صداي كف زدنها سالن را به لرزه درآورد. البته اين نظرخواهي با دست زدن حاضران در جلسه تمام نشد. از ذهنم گذشت ميكروفون را در دست بگيرم و به او يادآور شوم كه در «نخستين همايش شاعران ايران و جهان» سخن ميگويد و تنها چند ماه از برگزاري چهارمين جشنوارة شعر فجر ميگذرد. اگر در جشنوارة فيلم فجر ميگفتيد كه به دليل ضعف تشكيلات، حوزة شعر مغفول مانده، پذيرفتني بود. اگر پنج سال پيش ميگفتيد كه به دليل نبودن ادارة شعر، جشنوارة شعر نداريم ولي هر ساله جشنوارة فيلم را برگزار ميكنيم، ميپذيرفتيم. ولي در جايي ايستادهايم كه با وجود فقدان تشكيلات مورد نظر شما، آنچه به عنوان ضعف ميشماريد، برطرف شده است. با وجود نبود ادارة شعر، چهار سال است كه با آغاز دولت نهم، جشنوارة شعر داريم و ملحق كردن چهار سال گذشته به سالهاي پيش از آن، انصاف نيست. با وجود فقدان ادارة شعر، چنين همايش باشكوهي به اسم شعر برگزار شده است؛ پس مشكل اصلي، تشكيلات نيست! تشكيلات كار نميكند، آدمها كار ميكنند. آنجا كه تشكيلاتي هست اما انگيزه و مدير توانمندي نيست، كاري انجام نميشود و برعكس.
با خود ميانديشيدم كه آيا ايجاد تشكيلات جديدي به اسم «شعر» (دفتر يا اداره) چقدر كارساز است و تا چه اندازه ميتواند به گسترش و پيشبرد امور كمك كند؟ در دفتر موسيقي يا هنرهاي تجسمي چه كارهايي انجام شده كه در حوزه شعر (در سال هاي اخير) نشده است؟ كدام طرح عملياتي در حوزه شعر مطرح شده كه به دليل نبود تشكيلاتي به اين اسم معطل مانده است؟ (به سال هاي دورتر كاري ندارم، چهار سال اخير را ميگويم) بسياري از همانها كه تصور ميكنند نبود تشكيلات دولتي باعث ضعف كارها ميشود، از سوي ديگر، همواره خواهان سپردن امور به بخش غيردولتي و كاهش تصديگري دولت ميشوند (و گاهي تا آنجا پيش ميروند كه راهحل همه مشكلات را تعطيلي بخشهاي دولتي ميدانند!) اين هم نكته جالب و قابل تاملي است! به ديگر سخن، هرجا كه تشكيلاتي هست، برخي خواهان محدودسازي يا حتي برچيدن آن هستند و ضعف امور را به دخالت دولت نسبت ميدهند و هرجا كه نيست، خواهان گسترش تشكيلات دولتي و ايجاد آن هستند (تا ظلمي كه به آن حوزه رفته است، جبران شود!) و اين ميشود كه معمولا دولتها (طي سالها هم) به يك تشكيلات درست و كارشناسي شده دست نمييابند! نه تنها شعر، كه ادبيات داستاني هم فاقد يك تشكيلات مستقل در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. داستان (به عنوان مادر ادبيات نمايشي و سينما) هيچ گونه تشكيلاتي در وزارتخانه ندارد و بنياد ادبيات داستاني هم (كه يك مؤسسة غيردولتي اما كمك بگير از وزارتخانه است) به دليل مخالفتهاي غيراصولي يكي از مديران مياني همچنان پا در هواست!
در معاونت هنري وزارتخانه، ساختار براساس نوع هنر پايهريزي شده و لذا هر يك از هنرهاي مرتبط داراي تشكيلاتي اند ولي در معاونت امور فرهنگي چنين نيست و بنابراين، انبوهي از كارها در ادارات و دفاتر اندك بايد به سرانجام برسند. اگر قرار بوده دفاتر يا اداره هاي تخصصي، بخشهاي مختلف را به سامان برسانند، لازم بود دفتر يا اداره شعر، اداره داستان، اداره حكمت و انديشه و فلسفه، اداره تاريخ، اداره نكوداشت مفاخر فرهنگي و نظاير آن راهاندازي ميشدند.
به هر روي، منتظر تدبير رييس جمهور محترم در پاسخ به تقاضاي مجري بوديم. ايشان بهتر از هر كسي ميدانست كه دولت طبق قانون مديريت خدمات كشوري موظف است هر وزارتخانه را با پنج معاون و حداكثر بيست و پنج اداره كل يا دفتر بگرداند. يعني در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تعداد اداره هاي كل و دفاتر از عدد 37 كنوني بايد به 25 برسد. در معاونت امور فرهنگي هم اين فشرده شدن تشكيلات منجر به حذف دو خانه از نمودار تشكيلاتي و بازچينش دفاتر و ادارات شده است و افزودن دفتر جديد امكان پذير نيست. خاصه آن كه ايجاد تشكيلات اينچنيني منجر به طرح درخواست مشابه دست كم از سوي داستاننويسان خواهد شد (كه اگر بپذيريم داشتن
تشكيلات دولتي به رونق يك حوزه كمك ميكند) بيراه هم نيست و حتي ميتواند كمك كار سينما و تئاتر هم باشد.
رييس جمهور محترم تدبيري ديگر انديشيد كه از ذهن ما نگذشته بود؛ از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خواست تا قائم مقامي در حوزه شعر و ادب فارسي انتخاب كند و به اين غائله خاتمه داد.
واقعيت آن است كه نگارندة اين سطور، نفس راحتي كشيد! آنقدر كار براي انجام دادن هست كه برداشته شدن باري از دوش، باعث ميشود تا بتوان با قامت استوارتر قدم برداشت!
بديهي است مديريت دوگانه آفت تشكيلات است و اين تصور كه قرار باشد فردي به نام قائم مقام وزير در امور شعر مشغول فعاليت باشد و كار در معاونت ديگري انجام شود، موجب ركود فعاليتها در اين حوزه ميشود و عملا كاري از پيش نخواهد رفت. هرجا كه وظيفهاي هست بايد پاسخگوي مشخصي وجود داشته باشد تا افكار عمومي و نهادهاي نظارت و بازرسي بدانند بايد از چه كسي بازخواست كنند. طي قريب چهار سالي كه تمشيت امور مربوط به شعر در حوزه كاري معاونت امور فرهنگي قرار گرفت، سعي شد از هيچ تلاشي در اين خصوص فروگذار نشود. پيش از آن، شوراي «شعر و ترانه» مأموريت بررسي و تأييد اشعاري را برعهده داشت كه قرار بود به صورت ترانه اجراء شوند.
اين تنها اثر شعر در تشكيلات وزارتخانه بود. بيآنكه به گسترش تشكيلات دولتي بينديشيم، با مشورت برادرم، عليرضا قزوه، سعي كرديم جشنواره شعر فجر را كه جاي خالي آن سالها احساس ميشد، نهادينه كنيم؛ به گونهاي كه با آمدن و رفتن مديران و تغييرات دايمي تشكيلات كه آفتهاي مجموعههاي دولتي است، دستخوش آسيب نشود. با تشكيلات شوراي سياستگذاري شعر و بهرهمندي از حضور مديران باتجربه فرهنگي كه برخيشان (نظير آقايان علي شجاعي صائين و اميدي) چندين دهه در اين حوزه فعاليت داشتهاند و مديران جوان و پرانرژي (مانند آقاي سالاري) در كنار استادان صاحب نظر حوزه شعر (نظير استادان معلم دامغاني، دكتر موسوي گرمارودي، بيگي حبيبآبادي، اسرافيلي، دكتر اكراميفر، عبدالملكيان، محقق، بيدج، دكتر تركي و ساعد باقري) و جوانان خوش قريحه و صاحب انديشه ناب (نظير آقايان اميري اسفندقه و فاضل نظري) تركيبي ايجاد كرديم كه همه طرحها و انديشهها بتواند به خوبي حلاجي شوند و آنچه عملياتي است به اجراء درآيد. از رهگذر همين تركيب نسبتاً جامع، جشنواره روز به روز كاملتر شد. شايد طرحهايي مطرح شوند كه عملياتي نباشند. حضور مديران باتجربه ميتواند اين امر را به جمع يادآور شود. حضور مديران جسور و پرانرژي ميتواند ترس از سختي كار را بزدايد. حضور استادان باتجربه، اضافه بر كمك به اعتماد قاطبه شاعران به تصميمات متخذه، ميتواند طرحهاي پايهاي را پختهتر كند و استادان جوان پلي شوند بين تجربيات گذشته و طرحهاي نو.
«همايش شاعران ايران و جهان» نمونهاي از طرحهايي است كه در نتيجه اين تركيب مناسب حاصل آمد. اگر استادان باتجربه نبودند، شايد اصلا اين طرح مجالي براي عرضه نمييافت، اگر مديران باتجربه نبودند، امكان پذير بودن طرح (در شرايطي كه مملكت در التهابات قبل و بعد از انتخابات قرار داشت) زير سوال ميرفت. اگر مديران پرانرژي و جسور نبودند، اين كار پرزحمت به سرانجام نميرسيد.
با افتخار ميتوانم بگويم در اين چند سال، هيچ طرح مناسبي در حوزه شعر به معاونت امور فرهنگي ارايه نشد كه به دليل نبودن تشكيلات خاص شعر در وزارتخانه يا به بهانه كسر بودجه، به اجراء در نيامده باشد و بالاتر از آن، شوراي شعر به مكاني براي توليد طرح و انديشههاي نو تبديل شده بود و روزبهروز برنامههاي جديدي در اين حوزه به مجموعه اضافه ميشد و كار از تهران خارج شده و به همه مراكز استانها كشيده شده بود. كارهاي ناتمام ديگري نيز وجود داشتند كه اميد است توسط تشكيلات جديد به سرانجام برسند.
با واگذاري حوزه شعر به قائممقام وزير محترم (كه قطعاً فردي شايسته و توانا خواهد بود)، معاونت امور فرهنگي فرصت بيشتري مييابد تا بر حوزه داستان (اين هنر ارزشمند و مظلوم) متمركز شود و منتظر بماند تا زماني ديگر.
ناگفته پيداست كه اين يادداشت به معناي خداحافظي معاونت امور فرهنگي با حوزه شعر نيست و كارهاي مثبتي كه براي توليدات جديد و نيز باز چاپ آثار ارزشمند شعري در داخل و خارج از كشور دنبال ميشدند، به صورت جديتر دنبال خواهند شد.
لازم ميدانم مراتب تشكر خالصانه خود را نثار هنرمندان و استاداني كنم كه در اظهار نظرها، اين حقير را مورد التفاوت قرار دادند. براي همه اين عزيزان از درگاه حضرت حق آرزوي توفيق دارم.




ارسال نظر