اين بار داستان دوشهر ديروز مادريد، امروز غزه / اميرحسين فردي

هميشه چيزي هست كه فكر آدم را مشغول خود بكند، و يا به تعبير ديگر، دلمشغول آن بشود. در هر حال ذهن و قلب انسان، همواره درتسخير چيزي هست، خالي نيست و نمي تواند هم باشد. به عنوان يك نويسنده و روزنامه نگار، اين روزها، به مسائلي كه در دايره تعلقاتم قرار دارد فكر مي كنم. مثلا قطعنامه اخيرشوراي امنيت، چهره ظاهراً پيروزمند، اما دمغ اوباما، بيانيه سه جانبه تهران و شادماني صميمانه امضاكنندگان آن، آغاز جام جهاني فوتبال در آفريقاي جنوبي و بالاخره غزه، آن باريكه تيز و غيرقابل بلع براي جهاز هاضمه اسراييل.
پس ازچندسال محاصره، صهيونيست ها، هنوز نتوانسته اند غزه را ببلعند و يك ليوان آب رويش بخورند. اين باريكه تيز، بدجور گلوگيرشان شده است، هر وقت دهان بازكرده اند تا آن را بخورند، با دك و پوز خونين، دمشان را روي كولشان گذاشته اند و به عقب برگشته اند.
غزه با مقاومت خود آبروي اسراييل را مي برد و حيثيت آمريكا و متحدانش را بر باد مي دهد. چرا كه اسراييل به نيابت از آمريكا و غرب مسلمانان غزه را قتل عام مي كند و خونشان را برخاك فلسطين و درياي مديترانه مي ريزد.
اين روزها، وقتي به غزه و محاصره ظالمانه آن فكر مي كنم، بي اختيار به ياد مادريد پايتخت اسپانيا مي افتم كه پيش از وقوع جنگ دوم جهاني، به محاصره شورشيان و لژيونرهاي اجيرشده درآمد. رهبر آنها همان ژنرال فرانكوي معروف بود كه به نيابت از هيتلر و موسوليني عليه جمهوري قانوني مردم اسپانيا مي جنگيد و عالم آشكار از جانب نازي ها و فاشيست ها حمايت مي شد. يعني دقيقا همان كاري كه امروزه اسراييل با حمايت آمريكا، انگليس و فرانسه عليه جمهوري قانوني ملت فلسطين، انجام مي دهد . آن زمان، مادريد درمحاصره بود، همان طور كه امروزه غزه هم درمحاصره است. آن زمان مادريد سه سال مقاومت كرد، همانطور كه غزه هم سال سوم مقاومتش را شجاعانه پشت سر مي گذارد، آن زمان مادريد پس از سه سال به زانو درآمد و تسليم فاشيسم و نازيسم شد. اما غزه عزيز، پس از سه سال، با چهره اي خونين و قامتي افراشته، در برابر صهيونيسم و دموكراسي دروغين غرب ايستاده است. آن زمان استالين، به رغم اين كه مدافعان مادريد، اغلب كمونيست بودند از كمك به هم مسلكان خود، سرباز زد، و دركنار نازيست ها و فاشيست ها ايستاد، امروز هم مدودف، با آن كه خوب مي داند، حق با مدافعان غزه است، با اين حال در كنار قاتلان كودكان غزه، يعني اسراييل و آمريكا ايستاده است.
آن زمان، درحالي كه ژنرال فرانكو گلوي مادريد را مي فشرد و آن را به حال احتضار درآورده بود. ناگهان فرياد رومن رولان نويسنده معروف فرانسوي خطاب به وجدان هاي بيدار جهان شنيده شد: «به ياري اسپانيا بياييد، به ياري ما بياييد، به ياري خودتان، اگر ساكت بمانيد، فردا اين فرزندان شما هستند كه به خاك هلاكت درمي غلتند.»
اين فرياد در آن زمان شنيده شد، نيروهاي داوطلب از اروپا و آمريكا، براي جنگيدن و كمك به محاصره شدگان به مادريد شتافتند. از ميان نويسندگان و هنرمنداني كه به ياري جمهوري خواهان رفتند، به اين اسامي مي توان اشاره كرد:
آندره مالرو، آلكسي تولستوي، ارنست همينگوي، الكساندر فاده يف، الياارنبورگ، آرتور كوستلر، اوكتايوپاز، و نيز دلورس ايباروري، (كمونيست مشهور شهر)، گارسيا لوركا (شاعر)، لوئيس بونوئل (كارگردان)، اميليانو بارال (مجسمه ساز) و عجيب اين كه سه تن از هنرمندان و نويسندگان به نام هاي پابلو دولاتورينته (نويسنده كوبايي)، رالف فاكس (نويسنده انگليسي) و ديويد آلفارو (نقاش مكزيكي) جان خود را فداي آزادي و انسانيت كردند و به دست نيروهاي فرانكو كشته شدند. دامنه جنايت آن قدر وسيع بود كه صداي البرت انيشتن را هم درآورد: «در وضعيت عصر ما، مبارزه قهرمانانه مردم اسپانيا در دفاع از آزادي و مقام بشري، تنها چيزي است كه مي تواند اميد به روزگاران بهتر را در دل ما زنده نگه دارد.»
همانطور كه مي بينيم، درغياب دولت ها، اين نويسندگان و شاعران، فيلم سازان، روزنامه نگاران و نيز مردمان آزاديخواه هستند كه به كمك محاصره شدگان مادريد مي شتابند و دركنار آنها مقاومت مي كنند. شايد هم مهمترين علت سكوت و بي تفاوتي دولتهاي اروپايي و آمريكا، اين بوده باشد كه آنها همانند گرگ هاي هار، خود را براي شروع جنگ دوم جهاني آماده مي كردند و كشتار اهالي مادريد، در معادلات سوداگرانه آنها چندان اهميتي نداشت.
در مورد غزه نيز شرايطي مشابه مادريد در حال پيش آمدن است. اكنون هم دولت ها كنار كشيده اند، حتي دولت هاي اسلامي، و حتي دولت هاي ثروتمند و گردن كلفت عربي! بدون تعارف، كمابيش همأ دولت ها به جز جمهوري اسلامي ايران و تا حدي سوريه و تركيه، به صحنه چشم دوخته اند كه سقوط غزه را تماشا كنند. از اين رو، غزه بسيار مظلوم تر و تنهاتر از مادريد است. براي اروپا و آمريكا، درهم شكسته شدن مقاومت غزه يك آرزوست، بنابراين به كمك انساني آنها اميد بستن، يك آرزوي محال است. از سويي هم چنبره رسانه اي صهيونيسم و سرمايه داري بسياري از هنرمندان، نويسندگان، شاعران، روزنامه نگاران و روشنفكران را، شستشوي مغزي داده و چهره اي خشن و طالباني از ملل مسلمان در نزد آنها ترسيم كرده است. با اين حال، باز هم به سياق داوطلبان كمك به مقاومت مادريد، داوطلباني، در زمان ما پيدا شدند و با چند كشتي حامل كمك هاي اوليه به سوي غزه راه افتادند، اما نيروهاي صهيونيست، در مقابل چشم شوراي امنيت و سازمان ملل، آنها را كشتند، مجروح كردند و يا به اسارت گرفتند؛ با همين وقاحت و گرگ صفتي، و بدتر اين كه خود را كاملا محق دانستند و قوانين بين المللي را به هيچ گرفتند. پس از اين راهزني دريايي و جنايت جنون آميز بود كه ناگهان وجدان هاي بيدار جهاني، كم و بيش واكنش نشان داد و به محكوم كردن و تقبيح اين عمل پرداخت. از جمله چهره هاي مشهور ادبي و هنري كه تا به حال اسرائيل را محكوم كرده اند، مي توان به جان برگر نويسنده بيرتانيايي، يان بنكس، نويسنده اسكاتلندي، آرون داتي روي، نويسنده هندي، آدرينه ايچ، شاعر و نيز به كن لوچ، كارگردان صاحب نام اشاره كرد، حتي ماريو بارگاس يوسا، نويسنده پرويي كه به طرفداري از ايالات متحده آمريكا و مخالفت با حكومت هاي انقلابي در آن قاره مشهور است نيز زبان به نصيحت و انتقاد از اسرائيل گشود و براي آينده آن فرقه صهيونيستي احساس نگراني كرد، اما در اين ميان نقش هنينگ مانكل، نويسنده سوئدي بسيار پررنگ تر است. او به عنوان يكي از مشهورترين نويسندگان كشورش در كشتي سوفيا، حامل كمك هاي اوليه به مردم غزه حضور داشت، وي شاهد كشته شدن سرنشينان كشتي مرمره به دست اسرائيلي ها بود. مانكل پس از دستگيري و بازداشت، به كشورش برگردانده شد. از اين نظر بايد او را يكي از نويسندگان پيشگام در راه كمك به مردم غزه دانست. از هنينگ مانكل، رمان «راز آتش»، با ترجمه بهمن رستم آبادي، در ايران منتشر شده است.
آنچه كه مشخص است، اسرائيل نمي تواند از غزه عقب بنشيند، چرا كه در اين صورت زوال خود را نزديك كرده است، از طرفي هم محاصره آن شهر برايش هزينه هاي كمرشكني دارد، كه قادر نيست در مدت طولاني، مقابل آن تاب بياورد، زيرا در اين جا، نه با دولت ها، بلكه با ملت ها و چهره هاي تأثيرگذار ادبي و هنري، در سطح جهان مواجه خواهد شد. بنابراين مي توان گفت: اسرائيل در دامي كه پهن كرده، خودگرفتار شده است و به مرگ محتوم خود مي انديشد. بنابراين برخلاف ژنرال فرانكو، نازي ها و فاشيست ها. اين بار غزه، با اتكا به جوهره جهاد و شكوه شهادت و نيز با حمايت انسان هاي آزاده در سرتاسر جهان، بر متجاوزين، ديكتاتورها، نازيست ها و فاشيست هاي زمان چيره خواهد شد، سرنوشت مادريد، در غزه تكرار نمي شود. مادريد داستان خودش را داشت، اما داستان غزه جذاب تر و تأثيرگذارتر خواهد بود. داستان غزه هنوز در حال نوشته شدن است، پايان آن، به ياري حق، به نفع مظلومان و برخلاف ميل جانيان، صاحب سرمايه و رسانه، رقم خواهد خورد.
نمي توان به اين حوادث پرداخت. اما به سكوني كه در محافل ادبي و هنري كشورمان در مورد غزه سايه افكنده اشاره نكرد، كجا هستند اهالي ادب و هنر ايراني، انجمن قلم چه مي كند، انجمن نويسندگان كودك و نوجوان، كجاست؟ آيا خانه سينما در خواب است؟ همين طور بقيه تشكل ها، نهادهاي مرتبط با ادب و هنر، آيا نمي خواهند اين تجاوز، ظلم و بي قانوني رامحكوم كنند؟ جمهوري اسلامي ايران، به عنوان يك حكومت و دولت، شناخته شده ترين دشمن اشغالگران صهيونيست است.
در افق پيش روي نظام انقلابي ايران، دولت و حاكميتي به نام اسراييل اصلا وجود ندارد، آنچه كه هم هست، بايد از بين برود. اما آيا اين اراده نظام، مسئوليت را از روي دوش شاعران، نويسندگان و هنرمندان ايراني برمي دارد، فكر نمي كنم چنين باشد...
بله، هميشه چيزي هست كه فكر آدم را مشغول خود بكند و يا به تعبير ديگر، دلمشغول آن بشود...

صفحه اصلي درباره ما تماس با ما

اخبار ديگر رسانه‌ها