اقليم ادب در طول ساليان متمادي به فراخور حال خود و شرايط جامعه در مقاطع مختلف، ضمن تجربه فضاهاي متعدد و متنوع، رويشها و ريزشهاي محسوسي را به نظاره نشسته است. از واكاوي پژوهشهاي فرهنگي گرفته تا بازخواني آراء و قرائتهاي مختلف دواوين و مفاخر ادب اين سرزمين و دست آخر، با مرور گفتهها و نوشتههاي سرآمدان امروز شعر و نثر و نهايتا پايان نامههاي دانش آموختگان زبان و ادب پارسي، اين صداي واحد شنيده ميشود كه كشور ما از پيشينهاي ادب مدار برخوردار است با نمونههايي درخشان كه همگان از آن آگاهند.
« ادبيات پس از انقلاب»، شانه به شانه مردم از گذرگاههاي زمان عبور كرده و آبديده شد، تا آنجا كه به گواهي نخبگان اين وادي، از «همزباني» به «همدلي» صعود كرده است، بهترين مصداق اين سخن، سالهاي دفاع مقدس و ايجاد پيوند عاطفي و انديشگي مردم با نغمهها، نواها و اشعار حماسي شاعران نسل اول انقلاب است و در صف ديگر كه نسبت به نسل اول، پرشمارترنيزهستند، چهرههاي نوآمده ادب ايستادند كه نورانيت به دست آمده از مكتب حياتبخش امام (ره) و انقلاب اسلامي، آنها را در جايگاه شاعراني تاثيرگذار تثبيت نمود.
رقم خوردن بلادرنگ جنگ تحميلي به عنوان حادثهاي دراندازه ملي پس از پيروزي انقلاب در كشور، هرچند فرصت كافي براي ترسيم انقلاب به عنوان حماسهاي بينظير در تاريخ معاصر را از اهالي ادب، بهويژه رمان نويسان سلب كرد، اما ميدانداران قلم را به آزموني به مراتب حساس تر و دشوارتر فراخواند و به تعبيري شاعرانه، كلمات شهيدپرور شدند... .
از سازمانها، نهادها و موسسات مختلفي دركشورمي توان نام برد كه هريك به نوعي با موضوع ادبيات - به عنوان حوزهاي فرهنگسازكه افتخارات حاصله ازآن طي قرنهاي گذشته، بخش قابل توجهي ازهويت انكارناپذيرما را درحافظه فرهنگي جهانيان شكل داده است - مرتبط هستند، البته اينكه پرداختن به اين حوزه پرمخاطب در صدريا ذيل وظايف آنان قراردارد، سخني ديگراست و به سياستگذاريهاي كلي و شرح وظايف مراكزمذكور وخيلي ازعوامل ديگر برمي گردد.
پرواضح است كه صرفا تاكيد بر واقعيت خيره كننده ادبي، تضميني براي تداوم راه نيست، چرا كه حمايت بيدريغ از اين هنر والا و مردمي است كه آن را با همان بالندگي و ميزان تاثيرگذاري، به نسلهاي بعد ميرساند. تجربه نشان داده است كه تلاش توام با تدبير دستگاهها و نهادهاي رسمي درادبيات، حتي براي مقاطعي كوتاه، منشأء بروزآثاري ارجمند و ظهورچهرههايي جديد دراين حوزه فرهنگسازبا تاثيرات مثبت فرهنگي و اجتماعي در سطح كشور شده است، كه برگزاري كنگرهها و جشنوارههاي مختلف ادبي در مناطق مختلف كشور، تلاش در ايجاد فرصت براي انجام پژوهشهاي ادبي، تلاش در راهيابي ادبيات ايران به خارج ازكشور- با اين هدف كه ذهن رصدكنندگان آثارادبي در آنسوي مرزهاي جغرافيايي، بر تحولات صورت گرفته در ادبيات ايران پس از انقلاب اسلامي معطوف گردد - اهتمام در شناساندن شاعران معاصر در سطح دانشگاهها و... از آن جملهاند، هرچند داراي معدلهاي متفاوتي بودهاند، اما با فرض تاثيرات حداقلي شان هم، نميتوان فلسفه وجودي و بركاتشان را منكر شد؛ حتي اگر بعضي از آنها در چند نام و نشاني مشخص متوقف شده باشند.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان شناخته شده ترين دستگاه متولي هنر و ادبيات درسالهاي اخير - صرف نظرازديدگاههاي مختلف كه به شرط واقع نگري و قضاوت بر اساس اخلاق و انصاف، راهگشا هستند - تلاشهايي موثر و بعضا جديد از خود بروز داده است كه در صورت تداوم، فصلي نوين براي ادب معاصر رقم ميخورد.
ابتكار در برگزاري جشنوارهاي هم اندازه با ديگرجشنوارههاي سراسري براي شعر، با نام شعر فجر كه به تجليل از كوشندگان ادبيات انقلاب اسلامي و متقدمان و معاصران ادب ميپردازد و ضرورت برپايي آن از سالها پيش احساس ميشد، تاسيس بنياد ادبيات داستاني، تاكيد بر بها دادن به شعر معاصر به عنوان حوزهاي قابل طرح در جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران، طرح ارزيابي شاعران و نويسندگان معاصر و اعطاي نشان درجه هنري به آنان، تكريم پيشكسوتان ادبي، برپايي جايزه ادبي گام اول كه مشخصا تشويق نوقلمان و صاحبان اولين تاليف را در دستوركار دارد، توجه ويژه به توليد و حمايت از آثاري با رويكرد ديني و قرآني، تعامل با انجمنها و بخشهاي غيردولتي كه در حوزه ادبيات فعاليت ميكنند، نظير انجمن قلم ايران، انجمن نويسندگان كودك و نوجوان و... از سرفصلهايي است كه جاي خالي شان درگذشته به شدت احساس ميشد، همچنين آماده سازي و انتشارآثارمكتوب بيش از 300 شاعر و نويسنده ازسراسركشور ( تكا ) و تخصيص حقوق معنوي و مادي يكسان {معادل با ميزان تلاش مولفان در آفرينش و ارائه آثار و حجم كتاب} اتفاقي ارجمند است كه در معاونت فرهنگي اين وزارتخانه كليد خورده است، حتي اگر تنها شاخصه اين اتفاق تمركززدايي از ادبيات باشد جاي تحسين دارد، البته در اين كه تصويب طرح اعطاي نشان درجه هنري به اهل قلم مربوط به سالهاي گذشته است ترديدي نيست، اما اساسا ازسال 1384 به بعد، شاهد اجرايي شدن اين طرح هستيم.
تمركز متصديان امر برحوزه مغفول ادبيات، به ميزان آگاهيشان از هنري پرسابقه و ريشه دار برمي گردد كه در عرصههاي ديگر، مشخصا سينما و موسيقي نقشي ممتاز و برجسته دارد، به راستي چگونه ميتوان داستان و رمان يك نويسنده كه تبديل به فيلمنامه شده و بر پرده نقره اي، خرد جمعي را با استفاده از ظرفيت تصويري به تامل و تدبر فرا ميخواند، يا شعر و ترانه يك شاعر كه با ملودي پيوند خورده و مخاطب را سرشار از قريحه و انديشه ميسازد را، از نظر دور داشت؟ البته بديهي است كه هر اثر ادبي كه گذارش به واديهاي يادشده ميافتد، همت شايسته فردي يا جمعي را در مسير، با خود همراه ميسازد.
دست آخر اينكه به همان اندازه كه كم توجهيها و نارساييها، مستوجب نقد و آسيبشناسي است، كار شايسته و سياستگذاري درست و بلندمدت نيز استحقاق تحسين و تشويق دارد، بخش اعظم اين موفقيت، مرهون مشورت با اهل قلم و تلاشگران متعهد ادبيات معاصر كشورمان است و تداوم اين شيوه، قطعا به استحكام و قوت كار افزوده و فردايي اميدبخش تر را رقم خواهد زد.




ارسال نظر