خبرگزاري فارس: محسن پرويز گفت: فكر ميكردم كار كردن هم براي من و هم براي تيم جديدي كه در وزارتخانه كارشان را آغاز كردهاند، سخت است. استنباطم اين بود كه دوستان جديد هم بايد دليلي براي جابه جايي من پيدا كنند و اين دليل ايجاد نميشد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از هفتهنامه پنجره شماره 49 محسن پرويز در مصاحبهاي دلايل بركناري خود از معاونت فرهنگي ارشاد را تشربح كرده است. وي دراين گفتگو در پاسخ به سئوالي درباره نوع بركناري خود از اين سمت گفت:
من شخصا كدورتي از كسي ندارم و دست كم سه ماه است كه خودم را آماده {بركناري} كردهام. يك ماه قبل از نمايشگاه كتاب خودم را آماده كرده بودم كه جايم را به كس ديگر بدهم؛ با توجه به اين كه مكررا تغيير معاونت فرهنگي تكذيب ميشد.
البته اين باري بود كه از روي دوشم برداشته شد. من خودم نميخواستم استعفا بدهم. اصليترين دليلش هم اين بود كه مكرر مشورت كردم و نهي شدم از اينكه استعفا بدهم. به همين دليل خودم استعفا ندادم. از طرفي فكر ميكردم كار كردن هم براي من و هم براي تيم جديدي كه در وزارتخانه كارشان را آغاز كردهاند.،سخت است. طبيعتا شرايط دشواري در وزارتخانه پيش آمده بود؛ چون من كه استعفا نميدادم و استنباطم هم اين بود كه دوستان جديد هم بايد دليلي براي جابه جايي من پيدا كنند و اين دليل ايجاد نميشد. نهايتا وقتي دل به دريا زدند و اين اتفاق افتاد، براي من كه آماده جدايي بودم، شرايط خوبي پيش آمد و به لحاظ شخصي حالت مطلوبي برايم ايجاد شد. براي يك مدير كه در سطح معاون وزير و يا بالاتر فعاليت ميكند اين يك توفيق است كه در شرايطي از مجموعه جدا شود كه آخرين فعاليتش جزو فعاليتهاي مثبت باشد. معمولا اين اتفاق نميافتد و در شرايط ديگري اين جداييها رخ ميدهد.
پرويز در ادامه درباره استفاده ابزاري از خود و نوع بركنارياش بعد از نمايشگاه كتاب افزود: فعاليتهاي من در وزارتخانه به افراد تعلق نداشت و براي كسي كار نميكردم. فكر ميكنم مديران، كارگر و سرباز جمهوري اسلامي هستند و براي آدمها كار نميكنند. اگر نمايشگاه كتاب ناموفق برگزار ميشد، ممكن بود اين ناكامي براي من و آقاي حسيني نوشته ميشد، اما در اصل، يك فعاليت ناموفق براي جمهوري اسلامي بود. ممكن است چنين چيزي در انديشهشان بوده باشد، اما به نظرم اين فكر كوتهبينانهاي است يا اين كه ما بايد آدمها را نشناسيم و اين طور نگاه كنيم. استنباط شخص خودم اين بود كه اين اتفاق به زودي رخ خواهد داد، اما تأثيري در كار ما نداشت. ما تا شب قبل از اين اتفاق، همچنان در نشست انجمن ناشران بينالمللي بوديم و به طور مبسوط درباره برنامههاي آتي صحبت ميكرديم. دوستاني كه از نزديك با من كار ميكردند الان كه به گذشته مراجعه ميكنند، قرائني بر اين كه من خودم را آماده كرده بودم، پيدا ميكنند، اما آنها كه دور از مجموعه ما بودند ممكن است خيال كنند ما غافلگير شدهايم. ميدانيد كه آقاي حسيني براي من حكم نزده بود و اين خود يك قرينه بزرگي دال بر اين بود كه همكاري ما با هم تداوم طواني مدت نخواهد شد.
پرويز در ادامه با بيان اين كه بدعتي در دولت براي بركناري افراد در حال ايجاد شدن است گفت: يك بدعت غيرحسنهاي در مراكز اجرايي دارد باب ميشود، كه همه اهالي فرهنگ بايد دست به دست هم بدهند و نگذارند سنت شود. آن هم اين كه افراد بدون اطلاع خودشان جابه جا ميشوند و به شكلي جابه جا ميشوند كه در گذشتههاي دور اين شكل جابه جايي براي افراد متخلف بوده است. مثلا در قديم، وقتي كشف ميشد يك نفر دزد است و يا مشكل اخلاقي دارد، براي اين كه فرصت را از ادامه انحرافات اين فرد بگيرند، در جا او را حذف ميكردند. اما كسي كه اهل اين جور انحرافات نبوده با عقل جور در نميآيد به اين شكل عزل شود. اگر كسي بخواهد از شغلي به شغل ديگر برود، دو ماه قبل به او ميگويند. يا كسي را كه ميخواهند بازنشسته كنند، سه ماه قبل او را مطلع ميكنند. اين شكل مناسبي نيست كه در وزارت ارشاد در دوره جديد به كرات اتفاق افتاده است. آقاي ايماني خوشخو را هم ميدانم كه تا چند دقيقه قبل از جابجايي مطلع نبود. صبح آن روز با هم گفتوگو داشتيم و فكر ميكرد به كارش ادامه ميدهد. آقاي ملكيان تقريبا برايش همين اتفاق افتاد. در معاونت سينمايي هم اگر آقاي جعفري جلوه آمادگي تغيير داشت از آن نوع آمادگيهايي بود كه خودم گفتم؛ يعني استنباطي فردي بود كه قرار است به زودي برود.
وي درباره انتخاب معونت فرهنگي جديد ارشاد و ارتباط اين انتخاب يا رحيم مشايي گفت: من اطلاعي ندارم. بايد بايد از خودشان بپرسيد. فكر ميكنم قدري برايتان سوء تفاهم پيش آمده است. تا اين لحظه كه اين را پرسيديد، تصورم اين بود كه صددرصد انتخاب آقاي حسيني است، اما شما طوري سؤال كرديد كه انگار اطلاعاتي بيش از من داريد. زماني كه آقاي حسيني مسئول انتشارات سروش بود، اقاي دري مشاورش بود؛ بعد هم كه معاون او شد.
حدود شش ماه پيش آقاي حسيني به من پيشنهاد داد كه آقاي دري را به عنوان مدير كل اداره كتاب بگذاريم، اما او انتخاب من نبود. به آقاي حسيني گفتم اگر نظرتان قطعا همين است، من مدتهاست از او بيخبرم. بگوييد آقاي دري بيايد و صحبت كنيم. اما آقاي حسيني موضوع را پيگيري نكرد و فراموش شد. از آنجا كه فاصله زماني اتفاق افتاد به آقاي حسيني گفتم چون آقاي اللياري دوره سرپرستي اداره كتاب را با موفقيت سپري كرده، او را به مديريت اداره كتاب منصوب كنيد. آقاي حسيني هم پذيرفت و حكمي داد. منتها من فكر ميكردم موضوع آقاي دري فراموش شده است، اما استفاده از او در وزارتخانه از قبل در ذهن آقاي حسيني بوده است. اما من نميدانم آقاي احمدينژاد و مشايي چقدر آقاي دري را ميشناسند. آقاي دري دو روز قبل از انتصاب پيش رييسجمهور بود. از آقاي حسيني خواسته او را پيش رييس جمهور ببرد و طرح و برنامههايش را ارائه كند و رييسجمهور هم پذيرفته كه به عنوان جانشين بنده معرفي شود. احتمالا تشكر از اين باب بوده است.
وي درباره اين كه رييسجمهور در انتخاب معاونان وزرا نقش مستقيم دارد نيز گفت: شما بحثتان دولت نهم بود. دولت نهم با دولت دهم در مسائل سياسي و نوع مديريت، قدري متفاوت است. رييسجمهور با همه معاونان صحبت نميكند و اساسا چنين زمينهاي فراهم نميشود؛ مگر اين كه برخي معاونتها را احساس كند حساس و ويژهترند و يا وزير مربوطه احساس كند درباره فلان معاونت بايد با رييسجمهور صحبت كند كه بعدها مورد انتقاد قرار نگيرد. آقاي احمدينژاد شناخت نسبي درباره من دارد و تصورم هم اين نبوده كه نارضايتي ويژه از حوزه ما داشته باشد. قرينه اصلي حرف من هم صحبتهاي او در اختتاميه نمايشگاه امسال است.
وي در پايان درباره اين كه در دولت آقاي احمدينژاد هر كس خواسته توديع شود با بغض و دلخوري رفته است نيز گفت: اين را به طور مطلق نميپذيرم، اما مواردي دال بر تاييد صحبت شما هم در ذهنم هست. درباره اين كه كتابهايي چاپ ميشود كه زيبنده نظام نيست، اين گفته بايد بررسي شود. قطعا همه 55 هزار عنوان در سالهاي قبل و 61 هزار و 500 عنوان در سال قبل كه منتشر شده، فاخر نيستند و خيليهايش ممكن است در حوزههاي مختلف كتابسازي باشد. اما اين در همه جاي دنياست. از آن طرف ما يك ضوابط قانوني داريم كه بايد به آن پايبند باشيم. وقتي در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي نشستم، دغدغه رييسجمهور و اعضاي شورا و برخي اعضا را كه 40 سال در اين مملكت كار فرهنگي كردند و قطعا براي من ارزشمند است و بالاتر از همه نظرات مقام معظم رهبري را ميشنوم، نميتوانم اين موارد را زير پا بگذارم.




ارسال نظر