حميد محمدي محمدي
راضيه تجار، يكي از نويسندگان نام آشناي سال هاي اخير كشورمان است كه به تربيت شاگرداني در اين حوزه نيز شهرت دارد. او كه فارغ التحصيل رشته روان شناسي است، تاكنون مسئوليت هاي ادبي ـ هنري زيادي را بر عهده داشته كه حضور در شوراي بررسي داستان در حوزه هنري، تدريس داستان نويسي در دانشگاه صدا و سيما، مسئوليت جلسات نقد و بررسي داستان (سه شنبهها در حوزه هنري) و همكاري با روزنامهها و مجلاتي مانند جام جم، زن روز، ادبيات داستاني و سروش از آن جمله است.
«نرگس ها»، «زن شيشه اي»، «هفت بند»، «بندهاي روشنايي»، «سفر به ريشهها»، «شعله و شب»، «كوچه اقاقيا»، «جاي خالي آفتابگردان ها»، «آرام شب بخير»، «گمان مبر شعله بميرد»، «از خاك تا افلاك» و «ستاره من» از آثار اوست.
اين بانوي 63 ساله، علاوهبر عضويت در هيئت مؤسسان، دبيري انجمن قلم ايران را نيز بر عهده دارد كه مبناي اين گفت وگو، آشنايي عميق او با ساختار انجمن و نحوه شكل گيري و ادامه حيات آن است.
انجمن قلم به يازدهمين سال فعاليت خود، يعني دهه دوم حياتش گام گذاشته است. در مرور اين سال ها، گمان مي كنيد آيا انجمن توانسته يك تشكل همهگير باشد و اهداف نخستين خود را تأمين كند؟
احساس من اين است كه بر اساس نگاه و خواست اوليه، توفيقاتي داشته ايم. چنانكه بسياري از نويسندگان متعهد و ارزش مدار با محوريت انجمن قلم گرد هم آمده اند و در طول اين دهه نيز خوشبختانه برخوردهاي قابل اعتنايي به وجود نيامده و همه با رفاقت و دوستي كنار هم حضور داشته اند. سلايق، گوناگون بوده، اما همه در اصول، با يك نيت و هدف واحد حركت كرده اند. بنابراين بذري كه كاشته شد، حالا به ثمر نشسته و قد كشيده و من احساس مي كنم به آن هدف اوليه مان دست يافته ايم، هرچند سقف آرزوها، انتظارات و خواستههاي ما بلند است و براساس چنين نگاهي، ما هنوز به آنچه مي خواستيم، كاملا نرسيده ايم.
انجمن قلم حدود 220 عضو دارد. اين تعداد، براي انجمني با 10 سال سابقه، كم نيست؟ توجه داشته باشيد كه ما نويسندگان بسيار خوب و پرشوري در سراسر كشور داريم كه طي همين سال ها توانسته اند خودشان را به سطحي از حرفه اي گري نزديك كنند.
يك مقدار بايد كيفي نگاه كرد. وقتي انجمن، پايه گذاري شد، ما هيچ امكاناتي نداشتيم. غير از اين پنج سالي كه وزارت ارشاد با ما همكاري كرد، دست ما بسيار بسته بود. چون فقط اين نيست كه تنها عضوگيري بشود. شنيده ام كه انجمن نويسندگان كودك و نوجوان، حتي از كساني كه در روزنامهها مطلب نوشته اند، عضوگيري مي كند. در حاليكه پايه عضويت در انجمن قلم، داشتن دستكم يك كتاب است.
كه اساسنامه از آن بهعنوان يك اثر «ارزشمند» ياد كرده است.
بله، دقيقا. خيلي از افراد بوده اند كه كتابشان را براي عضويت در اختيار انجمن گذاشته اند و ما شاهد ضعف معنايي و ساختاري در آنها بوده ايم. بنابراين با عضويت آنها مخالفت شده است. هدف اين نبوده كه سياهي لشكر جمع كنيم. بلكه كسي كه ادعاي نويسندگي و هنرمندي مي كند، بايد خودش را با يك كتاب نشان داده باشد. بنابراين، دغدغه ما جمع كردن نيرو نبوده است. علاوه بر اين، وقتي ما انجمني براي اهالي قلم راه انداخته ايم، بايد بتوانيم به اين دسته از افراد، بهرههايي برسانيم. هدف ما در طول اين سال ها، قوي كردن اين جريان و برآوردن نيازهاي اوليه نويسندگان بوده است. هدف بعدي، شايد عضوگيري باشد. اگر ما بخواهيم اين كار را انجام دهيم، با يك اطلاع رساني ساده، صدها نفر درخواست عضويت به انجمن مي دهند. ممكن است در فرصت هاي بعدي واقعا به اين نتيجه برسيم كه به همه نويسندگان بگوييم: خوشحال مي شويم انجمن قلم را با قدوم خود مزين فرماييد! الان چنين نيازي مشاهده نمي شود. هركس مي تواند بيايد، كتابش را ارائه دهد و مؤسسان ـ كه تعدادشان 20 نفر است ـ درباره عضويت او تصميم بگيرند.
از كساني كه درخواست عضويت داده اند، اما براي ورود به انجمن تأييد نشده اند، آماري هم داريد؟
نمي توانم با قاطعيت بگويم تعدادشان چند نفر است. به نسبت اين تعداد از اعضاءء، شايد يك چهارم و شايد يك سوم باشند.
ممكن است كساني بهدليل نگرههاي سياسي موجود در هيئت مديره يا جهت گيري هاي كلي انجمن، اصلا درخواست عضويت در آن را نداده باشند؛ ولو اينكه نويسنده متعهد، ارزشي و انقلابي تعريف شوند؟
طبق اساسنامه، هركس با مشي و روش انجمن موافق باشد، مي آيد و درخواست عضويت مي دهد. هركس در انتخاب تفكر و انديشهاي كه موجب همگرايي نويسندگان مي شود، مستقل است و مي تواند آزادانه اين انجمن يا ساير انجمن ها مثل نويسندگان كودك و نوجوان را انتخاب كند. شايد حتي اصلا هيچ يك از اين دو انجمن را انتخاب نكرده باشند، اما كاملا قابل احترام باشند. دليلي ندارد كه بگوييم، كساني مورد تأييد ما هستند كه به عضويت انجمن قلم درآمده اند.
فكر مي كنم سئوال من به جواب قانع كنندهاي نرسيد. مشخصا ممكن است نويسندگاني باشند كه جهت گيري فكري اعضاءي هيئتمديره را نپسندند و جلو نيايند. شما اين موضوع را رد مي كنيد يا تأييد؟
من در فكر ديگران نيستم و نمي توانم پاسخ قاطعي در اين باره بدهم، اما اعضاءي هيئت مديره انجمن، افراد شاخص فرهنگي و صاحبنام هستند كه در دل اين نظام با خوشنامي فعاليت دارند.
برخي از افرادي كه پيش از اين حضور مؤثرتري در انجمن داشته اند، حالا جز يك عضويت ساده، سهمي ندارند. وقتي به آنها مراجعه مي كنيم، مي گويند كه خردمندان و پيشكسوتان انجمن به جوان ها ميدان نمي دهند. آنها مدعي اند كه دوره مديريت رضا اميرخاني نيز با دخالت بزرگ ترهاي انجمن همراه بوده و اين مداخله گري ها، موجب از بين رفتن انگيزه در جوانان شده است. بهگونهاي كه جوانان نتوانسته اند نمايش دلپذيري در انجمن داشته باشند. نظر شما در اينباره چيست؟
اصلا اينطور نيست. اينجا هر دو سال يكبار رأي گيري مي شود. اعضاءء مي آيند و رأي مي دهند. همين عزيزي كه شما مي گوييد، در تمام مواقع به جريان انتخابات در انجمن كمك كرده و حتي بر روند آن نظارت داشته است. بعضي ها هم ظرف اين 10 سال نه تنها پير، بلكه فرزانه تر شده اند. مثلا محسن مؤمني يا دكتر پرويز كه در هيئت مديره حضور داشته اند، در سنين نسبتا جواني وارد انجمن شده اند. منتها اينكه شما مي گوييد به جوان ها ميدان داده نشده است، من با حرف شما موافق نيستم. آقاي سرشار در يك دوره به دلايلي كنار رفته اند و در همان دوره، رضا اميرخاني با رأي هيئت مديره به رياست انجمن رسيده است. شما به دوره فعلي هيئت مديره نگاه كنيد. مگر رضا رسولي كه عضو آن است، جوان نيست؟ بهنظر من، اين سخنان برخاسته از نوعي توهم است، چون بنا، بر رأيي است كه از اعضاء گرفته مي شود. كساني كه رأي مي دهند به توانايي افراد نگاه مي كنند. وقتي سليقه اعضاء اين است كه پيشكسوتان را انتخاب كنند، آيا ما مي توانيم بر انتخاب آنان خرده بگيريم؟ اين در حالي است كه انجمن، كميتههايي دارد كه در اين كميته نيروهاي جوان تر مي توانند حضور داشته باشند و توانايي خود را به منصه ظهور برسانند، اما متأسفانه بعضي از اين كميته ها غير فعال شده است. چون آنطور كه شايسته بوده، تحرك از خودشان نشان نداده اند. به گمان من، اينكه بنشينيم و چنين سخناني به زبان بياوريم، نوعي بهانه گيري است. اگر كسي خوب و وفادارانه كار كند و بداند كه اين كارها دستمزد عالي هم ندارد، بيشتر مورد اعتماد اعضاء قرار مي گيرد. طبيعي است كه اين افراد، رأي هم مي آورند.
يكي از انتقادهايي كه به انجمن مي شود، وجود «پدرسالاري» در آن است. گفته مي شود كه پيشكسوتان و به تعبير شما، فرزانگان انجمن يا كساني كه در روند شكل گيري آن فعال بوده اند، نسبت به آن احساس مالكيت مي كنند. البته كساني مثل سيدمهدي شجاعي از اين جمع كناره گيري كرده اند. شما كه هم عضو هيئت مؤسس، هم عضو هيئت مديره و هم دبير انجمن بوده و هستيد، در اين باره چه موضعي داريد؟
واقعيت با حقيقت فرق مي كند. من خوشحالم كه اين صحبت ها مطرح مي شود تا به آنها پاسخ داده شود. اولا سيدمهدي شجاعي، عضو هيئت مؤسس انجمن است و كنار نرفته است...
آيا در جلسات هيئت مؤسس شركت مي كند؟
اينكه شركت بكند يا نكند، به خودش مربوط است. هر وقت ما نيازي به هيئت مؤسسان و رأي آنها داشته باشيم، او برگه رأي را امضاء خواهد كرد.
اينكه يك نفر فقط برگه امضاء كند، نوعي كناره گيري تلقي مي شود.
اگر بخواهد كناره گيري كند، بايد استعفا بدهد. آقاي شجاعي اين كار را نكرده است، بلكه بهدليل بيماري، سال هاست كه نه تنها در جلسات انجمن قلم كه در هيچ جلسهاي شركت نمي كند. علاوهبر اين، خودش بايد به اين سئوال پاسخ دهد.
بعضي از افراد، همين نيامدن ها را به دلسردي تعبير مي كنند و معتقدند انجمن بايد فضاء را براي سايرين باز كند و حق فعاليت و نمايش به آنها بدهد.
طبق اساسنامه، ما بايد هيئت مؤسسان را حفظ كنيم. يا بايد طبق اساسنامه كار انجام دهيم يا آن را عوض كنيم. فعلا همين اساسنامه ملاك كار است و طبيعي است كه نام هاي آشنا با سن بالا در آن حضور دارند. در سطوح ديگر، تكيه ما به رأي اعضاءي انجمن است كه هر دو سال يكبار اخذ مي شود. اعضاءيي كه جوان، ميانسال و كهنسال اند، در اين انتخابات شركت مي كنند و كساني كه رأي بياورند، طبق قانون فعاليت مي كنند. ما بارها اعلام كرده ايم كه كميتههاي انجمن به نيروهاي جواني نياز دارند كه مسئولانه و صادقانه در آنها كار كنند، اما استقبال چنداني صورت نگرفته است. انجمن، جايي نيست كه كسي بخواهد در آن كار كند و نتواند. هيچ كس اين جايزه را به خود نمي دهد كه مانع از فعاليت اعضا بشود.
اينكه در هر دوره از انتخابات، ليستي از نامزدهاي مورد وثوق يك گرايش خاص در انجمن تهيه مي شود و در اختيار اعضاء قرار مي گيرد، به نوعي اعمال نفوذ تلقي نمي شود؟
اگر اينطور فكر كنيم، به شعور و آزادي رأي اعضاءي انجمن توهين كرده ايم. واقعا اگر ليستي داده شود ـ كه هميشه اينطور نبوده ـ عضو انجمن را مخير به انتخاب افراد درون آن ليست مي كند كه به اين افراد رأي بدهند يا ندهند! نمي شود ذهن و فكر افراد فرهيخته و فرهنگي را تسخير كرد. اگر شما يك دوره خاص را در نظر داريد، بايد گفت كه همان دوره حاشيههايي بهسراغ انجمن آمد و سروصداهايي به پا شد. آن هم بهدليل برخي تخلفات كه صورت گرفته بود. وقتي رييس هيئت مديره مي خواهد برود، طبق قانون بايد اسناد مالي در انجمن بماند و در آن دوره اين اتفاق نيفتاد. در همان دوره كه رضا اميرخاني، مدير هيئت مديره بود، در فروشگاه كتاب انجمن، تخطي قانوني صورت گرفت كه بايد اصلاح مي شد. اگر طور ديگري هايوهوي شود، بايد از نزديك بررسي كرد كه ببينيم مشكل از كجاست.
ولي چه در ميان اعضاء و چه در جمع هيئت مؤسسان، كساني هستند كه معتقدند دوره مديريت مورد نظر شما، دوره درخشاني بوده است.
اين افراد، چه كساني هستند؟ ما بايد اين درخشش را بهعينه مشاهده كنيم. بهنظر من، شما بهعنوان يك رسانه، نه درشت نمايي و نه ضعف انگاري كنيد. اين درخشش بايد از داخل انجمن تأييد بشود، نه اينكه به گفته يكي دو نفر استناد كنيم. اگر بخواهيم راجع به اين قضيه صحبت كنيم، به يك جلسه مستقل نيازمنديم كه گمان نمي كنم نيازي به پاسخگويي به شما بهعنوان خبرنگار باشد.
اين سئوالات رسانه بر اساس پرسش هاي افكار عمومي است. يك انجمن مردمي به اين پرسش ها جواب مي دهد.
منظور من اين است كه بايد اين قضيه را از طريق هيئت مديره بررسي كرد. رييس وقت و اعضاءي آن هيئت مديره بايد بنشينند و به سئوالات شما جواب بدهند. آقاي اميرخاني، عزيز ما و نويسنده خوب و متعهدي هستند و اگر حرفي بين ما بوده، آن حرف ها را شخصا مطرح كرده ايم. هيئت مديرهاي بوده كه من هم يكي از اعضاءيش بوده ام و دلم نمي خواهد مسائل دروني و داخلي انجمن رسانهاي شود.
خب، بهسراغ كوشش هاي فرهنگي و تلاش هاي بديع انجمن برويم. يكي از آنها جايزه قلم زرين است. شما نه بهعنوان دبير برخي دورههاي گذشته يا عضو هيئت مديره، بلكه بهعنوان نويسنده، چه ارزيابي اي از اين جشنواره داريد؟
جشنواره قلم زرين، پيش از هرچيز، فارغ از رفيق بازي و گروه گرايي برگزار شده و عملكردش كاملا قابلدفاع است. دليل اين ادعا آن است كه برگزيدگان آن، بلافاصله از سوي جشنوارههاي ديگر ـ كه گاهي نسبتي با انجمن ندارند ـ تحسين مي شوند. چراكه اين جشنواره، تقريبا نخستين جايزه سال كه در ابتداي فصل تابستان داده مي شود و پس از آن، جوايز ديگر تدريجا كار داوري و اهداي جايزه را انجام مي دهند. نتيجه اين جشنواره، اغلب در ساير جشنوارهها تكرار مي شود. نمونه اش «پل معلق» محمدرضا بايرامي است كه بعد از قلم زرين، چند جايزه دريافت كرد.
شما سال هاي طولاني، كلاس هاي قصه خواني و نقد داستان در حوزه هنري و ساير مراكز فرهنگي ـ ادبي برگزار كرده ايد. آيا چاپ آثار نوقلمان در انجمن در قالب طرحي موسوم به «100 اثر از 100 نوقلم» در راستاي همان حركت است؟
البته اين طرح، متعلق به زنده ياد «نصرا... مرداني» است. بعدها با پيگيري آقاي سرشار اين طرح، زنده شد و با مسئوليت دكتر پرويز در معاونت فرهنگي ارشاد، به جريان افتاد. ارشاد، اين طرح را پذيرفت و انجمن قلم ايران آن را پي گرفت. هيئت مديره اجراي اين طرح را به من سپرد؛ چون آن حس مادرانه و علاقه بسيار به جوانان را در من شناسايي كرده بودند.
الان به عدد چند رسيده ايد؟
تقريبا 50 اثر براي انتشار تأييد شده است. تمام اسامي هم روي سايت انجمن موجود است. معتقدم با چاپ هر اثر، شادي وصف ناپذيري در نوقلمان و حتي تك تك اعضاءي انجمن بهوجود آورده ايم، چون نويسندگان و شاعران جديدي به جامعه ادبي معرفي شده اند.
اين كتاب ها توزيع سراسري هم شده است؟
متأسفانه بهدليل ضعف در شبكه توزيع كشور ما، اين آثار به تمام نقاط نرسيده، اما از مرزهاي ايران بيرون رفته و در نمايشگاههاي خارج از كشور شركت داده شده است. آرزوي من اين است كه بعدها، وقتي تعداد اين آثار به عدد 100 رسيد، بهصورت يك بسته فرهنگي درآيد و به چاپ هاي بعدي دست پيدا كند.
استقبال در بخش شعر بيشتر بوده يا داستان؟
گاهي در اولي و گاهي در دومي، اما غلبه بر داستان است؛ هرچند تازگي ها شعر بيشتر به دست ما مي رسد. كارهاي زيادي هم ارسال شده كه ضعيف بوده و تأييد نشده است. بنابراين، ما اشتياقي براي تكميل 100 اثر نداشته ايم و اينكه مي بينيد امروز نيمي از راه طي شده، براي حفظ كيفيت كارهاست. بارها شده كه اثري سه چهار بار به نويسنده برگشت داده شده تا ساختار كار اصلاح شود. همين ارتباط، نويسندگان آثار، بهويژه شهرستاني ها را خوشحال كرده است.
قرار است روي عدد 100 متوقف شود؟
اين طرح، مبتني بر انتشار 100 اثر است و اگر قرار باشد بيشتر شود، بايد طرح ديگري باشد. گمان نمي كنم تا پايان امسال بتوانيم 50 اثر ديگر منتشر كنيم و عملا بعد از اين 100 اثر، هيئت مديره بعدي بايد ادامه اين راه را برود.
اين آثار، مبنايي براي عضويت در انجمن قلم هم هست؟
جداي از اينكه اين آثار متعلق به نوقلم است يا افراد باتجربه، هركس كتاب داشته باشد، مي تواند درخواست عضويت بدهد. بنابراين، همين كتاب ها مي تواند بهعنوان نمونه كار عرضه شود. البته در اين حوزه، هيئت مؤسس تصميم مي گيرد.
يعني ممكن است كاري كه خود انجمن تأييد كرده، براي عضويت مورد قبول واقع نشود؟
بعيد مي دانم البته چنين اتفاقي بيفتد، اما قانون مي گويد 12 به علاوه 1 نفر از هيئت مؤسس بايد رأي مثبت بدهند تا كسي بتواند وارد انجمن شود. تا امروز هم همين نوقلمان با كتاب هايشان رأي مثبت گرفته اند.
آيا مي شود اين كار را يك نوع يارگيري فرهنگي و حسابشده از سوي انجمن قلم تلقي كرد؟
كار فرهنگي غير از اين نيست. ما هم يك كار ادبي و هم يك هنرمند معرفي كرده ايم. در عينحال كه هيئت مؤسس انجمن در اينجا نقش يك فيلتر و نگهبان را ايفا مي كند. بهعلاوه اينكه آن نويسنده نوقلم، به هيچ وجه ملزم نيست كه عضو انجمن بشود. به او نگفته ايم، اگر كارت چاپ شد، بايد به انجمن بپيوندي تا تعداد ما زياد شود.




ارسال نظر