فيروز زنوزي‌جلالي در گفت‌وگو با فارس: نويسنده‌ها مهم‌ترين ركن در ايجاد تحول در ادبيات دفاع مقدس هستند

خبرگزاري فارس: فيروز زنوزي جلالي گفت: نويسنده‌ها مهم‌ترين ركن در ايجاد تغيير در عرصه دفاع مقدس هستند. بايد ديد آنها از چه مي‌گويند و از چه زاويه‌اي مي‌نگرند كه ادبيات دفاع مقدس با كليشه روبه‌رو شده است. نويسندگان در اين راه مي‌توانند با استفاده از خاطرات، آثاري مفيد توليد كنند.

فيروز زنوزي جلالي، نويسنده در گفت‌وگو با خبرنگار ادبي فارس درباره نويسندگان پس از انقلاب گفت: به صراحت مي‌گويم كه نسل نويسندگان پس از انقلاب به بلوغ ادبي رسيده‌اند، البته در دهه اول كارها احساسي بود و نويسندگان شروع به نوشتن درباره تب و تاب جنگ مي‌كردند به اين سبب در دهه ابتدايي دچار ادبياتي شعاري و تهييجي بوديم، بنابراين احساسي نويسي در اين دوره فراوان ديده مي‌شود.
زنوزي با اشاره به اينكه هرچه به دهه سوم نزديك‌تر مي‌شويم، كارها و آثار قوام يافته‌تر مي‌شود و داستان‌ها مقبول و پذيرفته شده، افراد از حالت شعاري سياه و سفيد خارج مي‌شوند تصريح كرد: آثار نويسندگان اين دهه نشان مي‌دهد كه در اين زمان كارهاي بسيار شاخص و خوبي توليد شده است و نويسندگان به بلوغ لازم رسيده‌اند.
وي در مورد آثار ادبي همچون داستان، رمان و نمايشنامه كه در ارتباط با جنگ نوشته شده‌اند و اين كه آيا به نقطه مطلوب ادبيات جنگ رسيده‌ايم يا نه؟ اضافه كرد: ادبيات دفاع مقدس جاي خود را يافته است، چرا كه اين ادبيات شعارزده نيست؛ بايد دانست در خصوص داستان به آن مرحله بلوغ ادبي رسيده‌ايم، اما تلاش‌هاي بيشتري بايد صورت پذيرد تا كم و كاستي‌ها در اين مسير جبران شود البته تلاش بيشتري نياز داريم.
نويسنده رمان «ساعت لعنتي» خاطرنشان كرد: مسلم است كه نويسندگان راه خودشان را پيدا كرده‌اند و در حال حاضر مشخص شده كه از چه نويسنده‌اي مي‌توان انتظار كار خوب داشت چون نويسندگان، امتحان خود را در طول زمان پس داده‌اند.
وي در مورد خصوصياتي كه باعث ماندگاري داستان مي‌شود، توضيح داد: براي رسيدن به ادبياتي ماندگار كه معرف خوبي براي فرهنگ ما در جاهاي مختلف باشد، توجه به ادبيات تحليلي لارم است. در واقع بايد موقعيت‌ها در آثار تحليل شوند. اگر به آثار برتر دنيا هم نگاه كنيم اين نكات رعايت مي‌شود، مثلا رمان «نشان سرخ دليري» از «استيون كرين» را در نظر بگيريد و ببينيد چه تحليل خوبي از موقعيت و شخصيت توسط نويسنده صورت گرفته است، بنابراين اگر ما به اين سمت گرايش پيدا كنيم و به جاي اينكه در آثارمان تنها به دنبال اين باشيم كه وقايع پشت سرهم بيايند، به دنبال چرايي وقايع باشيم، ادبيات ما جايگاه راستين خود را پيدا مي‌كند.
به گفته وي، داستان بايد يك مضمون خوب و به قاعده و نثر شاخص و خاص خود را داشته باشد و در اين مسير بايد فرم قوام يافته داشته و كليشه‌اي نباشد. يك داستان ماندني بايد يكي از اين سه مورد را داشته باشد.
وي در ادامه درباره ذائقه و اقبال نسل سوم به داستان گفت: نسل سوم مخاطب‌ها از نظر من نمره خوبي نمي‌گيرند؛ زيرا دغدغه‌هاي آنها دغدغه‌هاي احساسي است و گرايش آنها به سوي آثار زرد خيلي بيشتر از آثار جدي است. و اين را به راحتي از روي آثاري كه در حال تجديد چاپ است، مي‌توانيد ببينيد. يعني كارهاي دم دستي احساسي عاشقانه به چاپ‌هاي سي‌ام و چهلم هم مي‌رسد در حالي كه كارهاي جدي ما گاه در همان چاپ اول هم سرگردان هستند. البته اين فقط مربوط به اين نسل نيست اين مشكل را در دهه‌هاي قبل هم داشتيم و داريم، بايد سطح نگاه مخاطب باز شود و از سطحي نگري دوري شويم.
اين نويسنده گفت: نويسنده‌ها مهم‌ترين ركن در ايجاد تغيير در عرصه دفاع مقدس هستند؛ بايد ديد آنها از چه مي‌گويند و از چه زاويه‌اي مي‌نگرند كه ادبيات دفاع مقدس با كليشه روبه‌رو شده است. البته نويسندگان در اين راه مي‌توانند با استفاده از خاطرات آثاري مفيد توليد كنند.
زنوزي در پايان اظهار داشت: با در نظر گرفتن آنچه گفته شد، من به آينده ادبيات داستاني خوشبين هستم، چرا كه قلم‌هاي توانا و شايسته‌اي وارد اين كار شده، ما ديگر به دوره بلوغ رسيده‌ايم و اگر قرار باشد كاري درخور صورت پذيرد اكنون زماني مناسب است، متاسفانه از همان ابتدا در حوزه ادبيات دفاع مقدس، نويسندگان دچار شعارزدگي و كليشه‌نويسي شدند، حرف‌هاي تكراري، آدم‌هاي تكراري و آدم‌هايي كه با پاره‌اي جرح و تعديل معمولا شبيه همديگرند و از طرف ديگر دشمني كه خيلي ضعيف است و نيروهاي خودي كه بسيار هوشمند و قوي هستند در مجموع باعث شد كه ادبياتي ضعيف در اين عرصه داشته باشيم، البته آثاري به تازگي نوشته شده كه ما را از اين بن بست خارج كرده است كه البته بسيار اندك هستند.

صفحه اصلي درباره ما تماس با ما

اخبار ديگر رسانه‌ها