زهره يزدان پناه: هنر بهترين زبان براي تجلي فرهنگ مقاومت است

| بدون نظر

¤ سفر به تركيه با چه هدفي انجام شد؟
- حتما به خاطر داريد كه در 27مي 2010، مصادف با شش خرداد 1389، ناوگان آزادي شامل شش كشتي حامل كمك هاي مردمي شامل مواد غذايي، دارويي، پزشكي، مصالح ساختماني، با اهداف كمك هاي بشردوستانه و با تصميم به كمك رساني به مردم تحت محاصره غزه از بندر آنتالياي تركيه به سوي غزه به راه مي افتد. مسافران اين ناوگان را، افرادي از 42 كشور جهان با مليت هاي مختلف تشكيل مي دادند.
از تركيه هم، سه كشتي حركت مي كند. كشتي مرمره آبي هم، يكي از همين 6ناوگان بود كه با حدود 600 مسافر از مذاهب و مليت هاي مختلف، از بندر بين المللي آنتالياي تركيه به همراه كشتي هاي ساير ملل به سوي غزه حركت مي كند. اما، به رغم اينكه اين كشتي ها در آبهاي بين المللي بودند، نظاميان اسرائيلي، در شامگاه 31 مي مصادف با 10 خرداد 1389، با تعقيب كشتي مرمره آبي، به ناوگان آزادي حمله مي كنند و با پياده كردن كماندوهاي اسرائيلي به وسيله هلي بورن، اقدام به كشته و زخمي كردن ده ها تن از سرنشينان كشتي مرمره آبي مي كنند. در اين حادثه، 9نفر به شهادت مي رسند كه همگي از كشور تركيه بودند و حدود 48 نفر هم، زخمي مي شوند. اسرائيلي ها، سرنشينان كشتي كه از كودكي يك سال و نيمه تا پيرمرد 61ساله تشكيل مي دادند را اسير مي گيرند و ضمن تصرف كشتي، سرنشينان آن را با وارد كردن رنج و سختي بسيار به اسرائيل برده و به زندان مي اندازند. سپس به خاطر واكنش هاي مردم در جهان از جمله محاصره كنسولگري اسرائيل در استانبول، مجبور مي شوند كه اسراي ناوگان آزادي را رها كنند. واقعه كشتي «ماوي مارمارا» يا همان «مرمره آبي» و شهادت 9نفر از مسافران كشتي و زخمي شدن تعداد قابل توجهي از آنها و رسوايي رژيم صهيونيستي و اشغالگر قدس، علاوه بر تاثيرات جهاني، تاثير شگفت انگيزي روي مردم تركيه، به خصوص جوانان گذاشته است. با توجه به اينكه، تركيه براي اولين بار است كه در ارتباط با رژيم اشغالگر قدس، شهيد مي دهد.
اسرائيل، بعد از اين رسوايي و شكست مفتضحانه در تلاش براي خروج از بن بست هاي سياسي و تلاش براي ثبات خود با ايجاد ناامني در منطقه خاورميانه، تلاش مي كند تا تاثير اين واقعه را كم رنگ كرده و به مرور زمان، از اذهان مردم جهان به خصوص در اذهان مردم مسلمان تركيه، پاك كند. حتي زماني كه مجبور به بازگرداندن كشتي مرمره آبي به تركيه مي گيرد، اين كشتي در حالي به بندر اسكندرون مي رسد كه بدنه كشتي را كه در اثر تيراندازي هاي وحشيانه، آسيب ديده بود، ترميم و نقاشي كرده بود. هدف اين سفر به تركيه دقيقا پيرامون همين موضوع بوده است. ما خواستيم با زبان هنري و به وسيله قلم و دوربين، به ثبت مكتوب و ثبت تصويري وقايع پيرامون اين حادثه تاريخي و خاطرات شهدا و مجروحان اين حادثه پرداخته شود تا نه تنها اين گونه، به مقابله با اسرائيل و صهيونيسم بين المللي برويم و با جنگ نرم مواجهه مناسب داشته باشيم، بلكه اين سند جنايات رژيم اشغالگر قدس را در تاريخ هنر و ادبيات كلامي و تصويري، ثبت كنيم. به همين دليل، قرار شده است كه در اولين گام، ثبت وقايع و خاطرات شهداي اين حادثه، در قالب سفرنامه، به رشته تحرير دربيايد و از ثبت تصويري آن هم، يك مجموعه فيلم مستند چند قسمتي، ساخته شود و اين گام اوليه، زمينه مناسبي براي خلق داستان هاي كوتاه و بلند و فيلم هاي داستاني كوتاه و بلند در گام هاي بعدي باشد. نوشتن سفرنامه به عهده خود من است كه نگارش آن شروع شده است و ساخت فيلم مجموعه مستند آن هم، با نام «موج بيداري» به عهده بنده و آقاي «شاهرخ كيوان نيا» است. ايشان هم، ساخت آثار متعدد، از جمله مجموعه مستند «موزه هاي جنگ دنيا» را در كارنامه فعاليت خود دارد. مرحله تصويربرداري مجموعه مستند «موج بيداري» آن تمام شده و اكنون، با تلاش شبانه روزي در مرحله تدوين آن قرار داريم. اميدواريم با تلاشي مضاعف، بتوانيم اولين قسمت آن، را روز قدس، روي آنتن ببريم.
¤ چه نهادي متولي انجام اين سفر بوده است؟
- حوزه هنري، اين كار متعلق به حوزه هنري است و در واقع، شوراي برنامه ريزي و فعاليت هاي حوزه هنري در امور لبنان و فلسطين كه در قالب دفتر «ادبيات بيداري» فعاليت مي كند، عهده دار اين قضيه بوده است و اگر تلاش ها و حمايت ها و هماهنگي هاي مسئولين حوزه هنري نبود، شايد اين سفر به اين سرعت انجام نمي شد. از «محسن مومني» - رياست حوزه هنري- گرفته تا «محمد حمزه زاده»- قائم مقام معاون هنري حوزه و دكتر «مجتبي رحماندوست»- مشاور رئيس حوزه هنري در امور لبنان و فلسطين- و «ناصر ضرابي»- دبير شوراي برنامه ريزي فعاليت هاي حوزه در امور لبنان و فلسطين كه زحمات زيادي بابت اين سفر، متحمل شدند و حتي «محمد نوراني»- قائم مقام جمعيت دفاع از ملت فلسطين - و... همه با اهداف و دغدغه مشترك، دست به دست هم دادند و اين برنامه عملياتي شد و اين فعاليت فرهنگي - هنري، شكل گرفت.
¤ گفت وگو با چه كساني و براساس چه محورهايي صورت گرفت؟
-سعي كرديم با خانواده و دوستان شهداي كشتي «مرمره آبي» يا همان «ماوي مارمارا» كه در شهرهاي مختلف تركيه از جمله در استانبول «دياربكر» در كردستان تركيه، «آدي يامان»، «آدنا»، «اسكندرون» و... بودند، مصاحبه داشته باشيم، تلاش كرديم كه مصاحبه هايي هم با مسافران كشتي و شاهدان اين حادثه داشته باشيم كه دراين ارتباط حتي به سراغ مجروحان اين حادثه، هم، رفتيم.
محور مصاحبه ها، حادثه ناوگان آزادي و وقايع پيرامون آن بود. حتي وقتي ما در شهر«سيرت» تركيه بوديم، به ما اطلاع دادند كه كشتي مرمره آبي كه در تصرف اسرائيل بوده است، روز بعد به بندر اسكندرون تركيه مي رسد. ما به رغم خستگي ناشي از فعاليت روزانه، شبانه و بدون استراحت خودمان را به بندر اسكندرون رسانديم و موفق به ديدار با كاپيتان و برخي از سرنشينان كشتي شديم.
¤ استقبال مصاحبه شوندگان، چطور بود؟
-خيلي خوب بود. بخصوص خانواده هاي شهدا وقتي متوجه مي شدند كه از ايران آمده ايم و هدف مان چيست، برخورد و استقبال خيلي خوبي داشتند. از آنجا كه شهدا فقط متعلق به خانواده و كشور خودشان نيستند و بلكه به همه امت اسلامي و به همه فطرتهاي پاك و وجدانهاي پاك بيدار تعلق دارند، بنابر اين، اشتراك آرمانها و ارزشهاي متعالي و حتي دردهاي مشترك، باعث نزديك شدن قلبها مي شد. به هر صورت، همين هم از بركت خون شهداست.
¤ جايگاه مقاومت و تفكر ضد صهيونيستي، در تركيه را چگونه ديديد؟
- اگر به تاريخ و سوابق سياسي نگاهي بيندازيم، متوجه مي شويم كه تركيه از اولين كشورهايي بوده كه رژيم اشغالگر قدس را به عنوان يك كشور و دولتي به نام اسرائيل، به رسميت شناخته است.
البته قضيه ملت ها را بايد از دولت ها جدا كرد. گرچه، تفكرات ضد صهيونيست و فعاليت ضد اسرائيلي در تركيه هم انجام مي شده، اما بايد توجه داشت كه مردم تركيه هم، براي اولين بار بوده كه در رويارويي با اسرائيل، شهيد مي دادند و جنايتكاري اسرائيل را با همه وجود، احساس مي كردند.
خود اين حادثه فجايع پيرامون آن و شهادت چند نفر از مردم تركيه در ماجراي ناوگان آزادي، تأثير عجيب روي مردم گذاشته و آنها براي انديشه ها و فعاليت ضدصهيونيستي و ضد استكباري، با انگيزه تر و هسته مقاومت آنها عليه اسرائيل،محكمتر وگسترده تر كرده است. آنجا، من با خودم فكر مي كردم كه حضرت حجت(ع)، هسته هاي زمينه سازان ظهور و حكومت جهاني خود را در تركيه بوجود آورده و با خون اين شهدا، آن را تثبيت كرده است.
¤ آيا تعامل بيشتر نويسندگان مسلمان، مي تواند فرهنگ مقاومت و تفكر ضد استكباري را درميان ملل مسلمان به عنوان عنصري از عناصر اشتراكات عقيدتي، دامن بزند؟
- بطور يقين، اين تعامل نه تنها، در تعميق و گسترش فرهنگ مقاومت و تفكر ضد صهيونيستي و ضد استكباري بي تاثير نيست، بلكه عامل مهمي در تبادل فرهنگي است. نبايد فراموش كنيم كه سخن حق، جاي خود را پيدا مي كند و فطرت هاي بي غبار و وجدان هاي آگاه، آماده دريافت بارقه هاي حقيقت وحق طلبي هستند كه تعامل، فرآيند مناسبي براي حق طلبي ها و عدالت خواهي ها و رفع ظلم به عنوان پيامد بيداري ملتها مي تواند باشد وفرهنگ مقاومت و تفكر ضد صهيونيستي، زمينه بروز و نمود عملي آن است. زبان هنري بهترين زبان و قلم و دوربين، از جمله ابزار مناسب، براي تجلي اين تفكراست.
¤ آيا در سفرنامه شما، براي تأثيرگذاري بيشتر، از وجه ادبي هم، استفاده مي شود؟
- حتما همين طور خواهد بود. چون سفرنامه، اصلا يك قالب ادبي است كه نه تنها عناصر خاص خود را براي آفرينش مي خواهد، بلكه مخاطب خاص خود را نيز به دنبال دارد.
چون، هميشه سفرنامه در طول تاريخ، نه تنها جنبه ادبي داشته اند، بلكه جنبه پژوهشي براي مردم شناسان، جامعه شناسان، سياست مداران و... داشته اند. برخلاف تصور برخي، خلق آن، خيلي هم آسان نيست.
¤ در مسير فعاليت هاي فرامرزي، فعاليت هايي را هم براي آينده داريد؟
- بله، اما تا خدا چه بخواهد. بهتر است تا كاري جنبه عملي به خود نگرفته، حرفش را نزنيم.
¤ اگر خاطره اي از سفر تركيه داريد، بفرماييد.
- خاطره كه زياد است. اجازه بدهيد، بعدا آنها را در كتاب بخوانيد. اما فعلا به دونكته مي توانم اشاره كنم. اولين نكته اين است كه، بعداز حادثه ناوگان آزادي، زماني كه قراربود، كشتي با نام «به سوي غزه» از جانب ايران به سوي غزه برود، به رغم احتمال همه خطرات جانبي كه مي توانست وجود داشته باشد، من به همراه برادرم، جزو كساني بوديم كه براي حضور در اين كشتي و اعزام به غزه، ثبت نام كرده بوديم. وقتي قضيه داشت جدي مي شد، من عازم كربلا بودم. من از كربلا برگشتم و متوجه شدم كه هنوز از كشتي جا نمانده ام، خيلي خوشحال شدم. گرچه به دلايل مختلف حركت نكرد، اما من آمادگي داشتم كه هر زماني اعلام كنند، عازم بشوم. چون علاوه بر جنبه اعتقادي قضيه و اعتقاد به همان جمله معروف حضرت امام(ره) كه «اسرائيل بايد از بين برود» و جمله معروف ديگر ايشان مبني براينكه «اگر هر مسلماني يك سطل آب بريزد، اسرائيل را سيل مي برد»، معتقد بودم يك هنرمند، اگر قرار است به زبان هنر به جنگ اسرائيل برود، نمي تواند، كناري بنشيند و از دور دست بر آتش داشته باشد. براي خلق اثر هنري مناسب در اين زمينه، بايد به دل حادثه برود و بتواند خودش را به دل بحران بزند.
من زماني كه دراين كشتي ثبت نام مي كردم، نمي دانستم كه كشتي حركت نخواهد كرد، اما من، به خاطر شهداي كشتي حامل كمكهاي مردمي به غزه، به مسافران و مجروحان و خانواده هاي شهداي ناوگان آزادي خواهم رفت و در اين زمينه، هم كتاب خواهم نوشت و هم، فيلم مستند خواهم ساخت. گرچه به دلايلي كه مايلم بعدا در كتاب آن را بخوانيد، دراين قضيه و اين سفر با بركت، خودم را اول به خدا و بعد به اميرحسين فردي، مديون مي دانم. اميدوارم هر خير و بركتي كه حاصل اين سفر هست، نه تنها در كارنامه بانيان و حاميان و مشوقان آن، بلكه در كارنامه اعمال اميرحسين فردي هم ثبت شود.
نكته دوم، آذري زبان بودن من بود كه عامل بسيار خوبي در ايجاد ارتباط با خانواده هاي شهدا و ديگر مردم تركيه شده بود. حتي باعث شده بود كه به همين دليل، من برگه برنده اي بين همراهانم داشته باشم، به خاطر همين زبان آذري، بالاخره بتوانم، بين همكارانم، مدتي براي خودم حكومت كنم.

ارسال نظر

صفحه اصلي درباره ما تماس با ما