ماهیت اصلی ادبیات
داستانی دفاع مقدس قبل از هر چیزی وامدار مضون و محتوای غنی آن است که با
خواستههای ملت مسلمان ایران در پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی گره
خورده و در نهایت تبدیل به اصول خدشه ناپذیر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
شده است.
آنچه این ادبیات را با نمونههای مشابه آن در اقصی نقاط جهان متمایز کرده است، همان باورهای دینی و ملی و اصل دفاع از آب و خاک و در یک کلام؛ دین و میهن است که برای هر انسان دین باور و متعهد به سرزمین خود اصل پایدار و خدشه ناپذیری محسوب میشود.
البته همین ادبیات مضمون محور در سالهای بعد به سمت فرم گرایی هم پیش رفت، اما در نهایت باز هم ابعاد مضمونی به رویکردهای ساختارگرایانه آن غلبه کرد، چرا که ماهیت این ادبیات با مولفههای مضمون گرایانه آن گره خورده است و اگر نویسندهای بخواهد با دوری از این اصل اولیه، به سراغ رویکردهای سارختارگرایانه در اشکال مختلف ادبی برود، اهداف مضمون گرایانه به ناچار به حاشیه رانده می شود و حاصل کار به سمت دوری از اهداف و هویت اصلی و اولیه این ادبیات پیش خواهد رفت. با این حال، بسیاری از فعالان این حوزه در سالهای اخیر همواره کوشیدهاند در کنار رعایت اصول اولیه این ادبیات که همانا مضمون گرایی همسو با آرمانهای انقلاب اسلامی است، به سمت دستیابی به ساختارهای به روز در حوزه ادبیات داستانی ایران و جهان حرکت کنند که همین رویکرد چالشهای تازهای را سر راه این ادبیات نوپا در کشور ما قرار داده است. مشکل اول در این زمینه، حذف ناخودآگاه اهداف و ماهیت موضوع دفاع مقدس است که آن را تا سطح جنگهای معمولی در گوشه و کنار جهان تنزل میبخشد. در این صورت برای یک رزمنده ایرانی، ارزشهای جنگیدن در مقابل دشمن که همان نیروی متجاوز به آب و خاک و باورهای دینی است، تا حد جنگیدن با انسان همنوع تغییر مییابد و این همان چیزی است که میتواند انگیزه دفاعی هر رزمندهای را به حداقل ممکن برساند.
به عنوان مثال، دو مفهوم «تجاوز» و «دفاع» همواره در دو سوی ماجراهای ادبیات دفاع مقدس قرار دارد که در رویکرد جدید برخی از نویسندگان این مرزبندی به مرور کمرنگتر میشود و انسانهای درگیر با این موضوع، به نوعی همسانسازی میشوند. این موضوع خطراجتناب ناپذیری در شکلگیری نوع تازهای از ادبیات، منسوب به دفاع مقدس است که اگر امروز با مطالعه و روشنگری جلوی آن گرفته نشود، فردا میتواند با تکثیر بی محابای خود پایههای ادبیات واقعی دفاع مقدس را سست کرده و نوع جدید و بی هویتی از ادبیات منسوب به دفاع مقدس را جایگزین شکل اصیل و اولیه آن کند.
آنچه این ادبیات را با نمونههای مشابه آن در اقصی نقاط جهان متمایز کرده است، همان باورهای دینی و ملی و اصل دفاع از آب و خاک و در یک کلام؛ دین و میهن است که برای هر انسان دین باور و متعهد به سرزمین خود اصل پایدار و خدشه ناپذیری محسوب میشود.
البته همین ادبیات مضمون محور در سالهای بعد به سمت فرم گرایی هم پیش رفت، اما در نهایت باز هم ابعاد مضمونی به رویکردهای ساختارگرایانه آن غلبه کرد، چرا که ماهیت این ادبیات با مولفههای مضمون گرایانه آن گره خورده است و اگر نویسندهای بخواهد با دوری از این اصل اولیه، به سراغ رویکردهای سارختارگرایانه در اشکال مختلف ادبی برود، اهداف مضمون گرایانه به ناچار به حاشیه رانده می شود و حاصل کار به سمت دوری از اهداف و هویت اصلی و اولیه این ادبیات پیش خواهد رفت. با این حال، بسیاری از فعالان این حوزه در سالهای اخیر همواره کوشیدهاند در کنار رعایت اصول اولیه این ادبیات که همانا مضمون گرایی همسو با آرمانهای انقلاب اسلامی است، به سمت دستیابی به ساختارهای به روز در حوزه ادبیات داستانی ایران و جهان حرکت کنند که همین رویکرد چالشهای تازهای را سر راه این ادبیات نوپا در کشور ما قرار داده است. مشکل اول در این زمینه، حذف ناخودآگاه اهداف و ماهیت موضوع دفاع مقدس است که آن را تا سطح جنگهای معمولی در گوشه و کنار جهان تنزل میبخشد. در این صورت برای یک رزمنده ایرانی، ارزشهای جنگیدن در مقابل دشمن که همان نیروی متجاوز به آب و خاک و باورهای دینی است، تا حد جنگیدن با انسان همنوع تغییر مییابد و این همان چیزی است که میتواند انگیزه دفاعی هر رزمندهای را به حداقل ممکن برساند.
به عنوان مثال، دو مفهوم «تجاوز» و «دفاع» همواره در دو سوی ماجراهای ادبیات دفاع مقدس قرار دارد که در رویکرد جدید برخی از نویسندگان این مرزبندی به مرور کمرنگتر میشود و انسانهای درگیر با این موضوع، به نوعی همسانسازی میشوند. این موضوع خطراجتناب ناپذیری در شکلگیری نوع تازهای از ادبیات، منسوب به دفاع مقدس است که اگر امروز با مطالعه و روشنگری جلوی آن گرفته نشود، فردا میتواند با تکثیر بی محابای خود پایههای ادبیات واقعی دفاع مقدس را سست کرده و نوع جدید و بی هویتی از ادبیات منسوب به دفاع مقدس را جایگزین شکل اصیل و اولیه آن کند.



